تبليغاتX
موز ماهی - دلتنگی های میم. میم
 

موز ماهی
[جانوریست که زیاد می خورد]


 

 

گفت چیزی نمی خورم...

و چیزی نخورد

فقط یک فنجان چای

- توی فنجان های خودش -

و چند شکلات

- از شکلات های خودش -

و چند نخ سیگار

قیچی های خودش...

لباس ها، خاطره ها، دمپایی ها

و همه ی چیزهای خودش را برداشت

رفت خانه ی پدرش...

برادرش به من فحش داد.

 

پانوشت:

۱.تکه هایی بود از دفترچه خاطرات دوستم میم. میم که بنده مخفیانه خواندمش...

۲. نام فحش دهنده ی مذکور سیروس است.

 


+ به قلم یونس لطفی در  سه شنبه 1386/11/09 ، ساعت 20:30  |